الشيخ محمد هادي معرفة ( مترجم : شهرابى )
227
صيانة القرآن من التحريف ( مصونيت قرآن از تحريف ) ( فارسى )
هفت نفر را نازل كرد كه قريش شش نفر را زدودند ( فمحت قريش ستّة ) و ابو لهب را گذاشتند . » « 1 » مثل اين روايت - با اين سند پوشالى - كه مجهولى از مجهولى روايت كرده مستند شيخ نورى و همكيشانش در قول به تحريف مىباشد ، گذشته از اينكه متن آن نيز كاملا مبهم است . اين اسمها در كجاى قرآن و نام چه كسانى بوده است ؟ قريش چه وقت و چرا آن را زدودند ؟ و شايد همان روايت هفتاد اسم باشد كه « واقفيّه » روايت نمودهاند و آب رفته تا به هفت رسيده است . چرا ؟ شايد ديدهاند ، هفتاد خيلى زياد است و كسى از آنان نمىپذيرد ، پس با يك درجه كاهش آن را از دهها به يكها تنزل دادند ! دستهء پنجم : رواياتى است كه به آن استناد جستهاند ، ولى در آن چيزىكه بتواند مستند قول به تحريف باشد وجود ندارد ، دو نمونه از آن را ذكر مىكنيم : 1 . ابو سعيد نيشابورى در حديث شماره 31 « اربعين حديث » خود ، با سند ، از جابر بن عبد الله انصارى روايت مىكند كه پيامبر صلّى اللّه عليه و آله به على بن ابى طالب عليه السّلام گفت : « اى على ! مردم از درختان گوناگون آفريده شدهاند و من و تو از يك درخت آفريده شدهايم ، چون خداوند متعال مىفرمايد : « وَ فِي الْأَرْضِ قِطَعٌ مُتَجاوِراتٌ ؛ در زمين بخشهايى است نزديك به هم » حتّى بلغ « يسقى بماء واحد » « 2 » تا رسيد به : « از يك آب سيراب مىشود » پيامبر اينچنين قرائت كرد ؛ يعنى آيه را در مورد خودش و برادرش على عليه السّلام تأويل نمود . » محدّث نورى بهعنوان دليل تحريف به اين حديث استدلال كرده « 3 » ، ولى
--> ( 1 ) . كشى ، رجال ، ص 247 ، شمارهء 135 ، در شرححال « ابو الخطاب » . ( 2 ) . رعد ( 13 ) آيه 4 . ( 3 ) . فصل الخطاب ، ص 296 .